تبلیغات اینترنتیclose
زخم ها بسیار اما نوشداروها کم است( رضا نیکو کار )
پیچک ( رضا نیکو کار )
شعر و ادب پارسی

رضا نیکو کار

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

زخم ها بسیار اما نوشداروها کم است

دل که می گیرد تمام سِحر و جادوها کم است

 
هر نسیمی با خودش بوی تو را آورده است

بادها فهمیده اند اعجاز شب بوها کم است
 

تا تو لب وا می کنی زنبورها کِل می کشند

هرچه می ریزی عسل در جام کندوها کم است

 
بیشتر از من طلب کن عشق ! من آماده ام

خواهش پرواز کردن از پرستوها کم است

 
از سمرقند و بخارا می شود آسان گذشت

دیگر این بخشش برای خال هندوها کم است

 
عاشقم...یعنی برای وصف حال و روز من

هرچه فال خواجه و دیوان خواجوها کم است


من همین امروز یا فردا به جنگل می زنم

جرأت دیوانگی در شهر ترسوها کم است!

 

 

 رضا نیکو کار

http://rezanikookar.blogfa.com/8711.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رضا نیکو کار زیر باران -2, | بازديد : 338