تبلیغات اینترنتیclose
دل بردي از من بي نياز از دلبري ها( رضا نیکو کار )
پیچک ( رضا نیکو کار )
شعر و ادب پارسی

رضا نیکو کار

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

دل بردي از من بي نياز از دلبري ها

بي سِحر و جادوها و بي افسونگري ها

 
بي باده و بي جام مستم كرده اي با

گل هاي رنگارنگ دشت روسري ها
 

دل نيست ، نه...سنگ است ، اما سنگ هم با-

نام نگين چسبيده بر انگشتري ها
 

كوه طلاي ناتمامم ! با تو ديگر

تعطيل خواهد شد دكان زرگري ها
 

نام تو را آموختم بسيار پيش از

آموزش درس زبان مادري ها
 

دنبال تو سايه به سايه مي دوم تا-

وقتي بيافتند از نفس پشت سري ها

 
دور تو مي گردند چون پروانه انگار

هرشب عطاردها ، زحل ها ، مشتري ها

 
بگذار رسواي تمام شهر باشم

ديگر نمي ترسم ازاین دور و بري ها

 
من قبله ام را يافتم ، حيّ علي العشق...

وقت مسلماني ست بعدِ كافري ها !

 

 

رضا نیکو کار

http://rezanikookar.blogfa.com/8810.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رضا نیکو کار زیر باران -2, | بازديد : 363