تبلیغات اینترنتیclose
چشات گیجه ، چشات خوابه ، چشات مست( رضا نیکو کار )
پیچک ( رضا نیکو کار )
شعر و ادب پارسی

رضا نیکو کار

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

چشات گیجه ، چشات خوابه ، چشات مست

چشات یه کوچه ی غمگین بن بست

چشات خیسه ، چشات بارون ، چشات اشک

چشات حرفای خیلی خوب ساده ست

 

چه خوشبختم تو این آیینه بازار

که می بینم تب دلداگی مو

دو تا الماس صیقل خورده ی ناب

بهم پس می ده هرشب سادگی مو

 

می شینم روبروی شمع چشمات

مث پروانه تن می دم به آتیش

سرم رو با تو بالاتر می گیرم

غرور مَرده و زخمای کاری ش

 

همونی که برید از نارفیقاش

می خواد امشب رفیق راه باشه

می دونم آخرش حسرت نشینه

پلنگی که تو چشماش ماه باشه

 

چشات ماهه ، چشات ماهه ، چشات ماه

که روشن می کنه دنیامو هرشب

روپشت بوم ابروهای نازت

منم که پهن کردم جامو هرشب

 

چشاتو باخودت بیرون نیاری

تموم شهر از دستت کلافه س

یه عالم حرف ربطه توی چشمات

دل مردم پر از حرف اضافه س !

 

تومثل هرچی هسنی که ندیدم

مث هرواژه که تودفترم نبس

ببین! توکارچشمای توموندم

خیال رفتن اصلا تو سرم نیس

 

شبا این دور و بر دزدی زیاده

در گنجینه ها رو خوب باید بست

مواظب باش وقتی که می خوابی

چشات گیجه ، چشات خوابه ، چشات مست...


 

 

 رضا نیکو کار

http://rezanikookar.blogfa.com/8903.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رضا نیکو کار زیر باران -2, | بازديد : 447