تبلیغات اینترنتیclose
آخرین برگ تو رو کن حالا که بازی و بردی( رضا نیکو کار )
پیچک ( رضا نیکو کار )
شعر و ادب پارسی

رضا نیکو کار

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

آخرین برگ تو رو کن         حالا که بازی و بردی

من و به کدوم خیابون     به کدوم جاده سپردی

 
یه قمار نابرابر    یه مسیر بی هدف شد

پای این دیوونه بازی   عمر من بود که تلف شد

 
گریه های هرشب من  دیگه از دلواپسی نیست

هرچی می بینم دروغه    پشت این آینه کسی نیست
 

من خودم آتیشم    چی و می سوزونی

تک تک اشکامو   تو به من مدیونی

 
همه ی درا رو بستی   اما باز فکر عبورم

به کسی تکیه نمی دم   کم نمیشه از غرورم
 

دنبال اونی می گردم   که بشه دوای دردم

قسمم نده دوباره   من به تو برنمی گردم
 

اگه می تونی بیا و     زندگی مو زیر و رو کن

بازی و ادامه می دم    آخرین برگ تو رو کن

 
من خودم آتیشم    چی و می سوزونی

تک تک اشکامو    تو به من مدیونی

 

 

رضا نیکو کار  

http://rezanikookar.blogfa.com/8909.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رضا نیکو کار زیر باران -3, | بازديد : 388