تبلیغات اینترنتیclose
بوی پیراهن مرا دارد دست هایی که باز ولگردست( رضا نیکو کار )
پیچک ( رضا نیکو کار )
شعر و ادب پارسی

رضا نیکو کار

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 شهريور 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

بوی پیراهن مرا دارد دست هایی که باز ولگردست

دست هایی که فکرمی کردم مثل مرهم برای هردردست
 

لحظه هایی که بی تومی گذرند کندتر پیش می روندانگار

لحظه هایی که سم مهلک آن در رگ وخون من اثر کردست
 

کاش می شدکه دست بردارند خاطرات گذشته ام ازمن

کاش می شد... ولی چه بایدکرد  رسم این روزگارنامردست
 

داردازچشم های من هر شب اشک نه... سرب داغ می ریزد

آتشی که تو شعله ورکردی دیگرامروز مثل یخ سردست
 

...بیست ونه سال مثل باد گذشت،بیست ونه سال مثل برق گذشت

بیست ونه سال... آه،این دختر چه بلایی سرمن آوردست

 

 

رضا نیکو کار

http://rezanikookar.blogfa.com/8501.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رضا نیکو کار زیر باران -1, | بازديد : 348